|
سلام دوستاي گلم.خسته شدم.چه قدر نظر خصوصي ميذاريد؟از ديروز تاحالا بيست سي تايي نظر خصوصي داشتم.تازه بعضي ها الكي نظر خصوصي ميذارن چون نظراشونو ميتونند به صورت عادي هم بذارنند.حالا مي خوام به بعضي از نظراي خصوصيتون جواب بدم. نگين جان:مرسي گلم كه به وبم سر زدي.دوست خوبم محسن اونجوري كه گفتي نيست.اون تازه كارشو تو عرصه هنر شروع كرده اما اون طوري نيست.مطمعنم معني اون جمله رو اشتباهي گرفتي.چون من محسنو ميشناسم و ميدونم آدم متشخصيه. ياس عزيز:منم خوشحال شدم كه پرسپوليس در دقيقه 93 گل زد ولي نظرتو به صورت عادي هم ميتونستي بذاري. نازي خانم:خيلي خوشحالم كه از اشتباهت بيرون اومدي.ممنون عزيزم منم روز ولنتاينو به تو و همه دوستام تبريك ميگم. پريسا جان:باشه گلم اسمتو وارد ميكنم.ولي اگه نظرتو تو نظرهاي عادي همون پست ميذاشتي خيلي بهتر بود. مهسا(سياوش):مرسي گلم واقعا عالي بود.اميدوارم از چيزايي كه برات گذاشتم خوشت بياد.تو نظراي خصوصي سومين آپت گذاشتم. هستي جان:ممنون كه بهم سر زدي.آره گلم من تهرانيم. پرياي عزيزم:ببخشيد كه دير به دير آپ ميكنم.آخه من دارم براي مدارس تيزهوشان ميخونم.تازه هر روز يه عالمه درس و كتبي داريم.به همين دليل وقت سرخواروندن هم ندارم چه برسه به اينكه هر روز آپ كنم ولي باور كن هيچ كدومتونو فراموش نكردم.اميدوارم ديگه از دستم ناراحت نباشي. در پايان از همه ي دوستاي گلم كه بهم سرزدن و نظر گذاشتند ممنونم واز دوستاي گلم كيانا.مونا.شراره.مبينا متشكرم.كادوهاشون واقعا عالي بود.
سسسسسسسسسسسلام گل گلی ها.ولنتاینتون مبارک.ببخشید دیروز نتونستم آپ کنم.امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه و کادوهای قشنگی گرفته باشید.
سلام دوستاي گلم.ببخشيد كه چندوقتي نتونستم آپ كنم.ولي امروز اومدم تلافي كنم.ميخوام چند تا مسمس(sms)براتون بذارم.چون خودم عاشق مسمس هستم گفتم شايد شما هم خوشتون بياد.
نوجوانی: اين روزا حال و هوات بهاريه نوجووني فصل بي قراريه دل تو يه چيزايي فهميده داره دنيارو نشونت ميده گاهي بازيگوشي گاهي سر به زير گاهي تو جمعي و گاهي گوشه گير گاهي حس ميكني خيلي ميدوني گاهي تو يه حس ساده ميموني اينا لحظه هاي نوجووني هم زمينه هم اسمونيه(2) داري كم كم تو خودت پيدا ميشي داري هم قد بزرگتر ها ميشي از خودت ميپرسي من يعني چي؟ عشق و ايمان و وطن يعني چي؟ دوست داري حسي رو كه داري بگي نميخواي حرفاي تكراري بگي هميشه حرفاي تازه ميزني گاهي حرف بي اجازه ميزني(2) اينا لحظه هاي نوجوونيه هم زمينيه هم آسمونيه
سلام دوستاي گلم.مي خوام يه مصاحبه براتون بذارم.شايد بعضي هاتون اين مصاحبه رو خيلي جاها خونده باشيد چون مال خيلي وقت پيشه.اما هنوز بعضي ها هستند كه اين مصاحبه رو نخوندند و از من درخواست كردند كه تو وبم بذارم.از دوستاي خوبم كه اين مطالبوخوندند معذرت ميخوام اونا مي تونن برن به مطالب ديگه سربزنن. شنيدم امروز بازديد رفته بودي درسته؟ بله من عضو گروهي به نام خانه يپيشكسوتان هنر به سرپرستي خانم شهره لرستاني هستم كه بنده را قابل دانستند و در بازديدهايي كه از مراكزي مثل آسايشگاه معلولين-سالمندان شيرخوارگاه و...دارند از من دعوت ميكنند كه همراه هنرمندان به اينجور مراكز سر بزنم.خيلي هم خوشحالم كه عضو همچين گروهي هستم امروز هم از بازديد يكي از همين مراكز ميام. گفته بودي جديدن يه قرارداد جديد بستي اجراست يا بازيگري؟ به دلايلي از وادي اجرا خداحافظي كردم و قرارداد بازي در يك سريال را بستم. چرا؟علت خاصي داره؟ به هرحال يك سري شرايط باعث شده من با اجرا معرفي شدم و ميخوام با بازيگري ادامه بدم. بعداز ترانه مادري هم تو مصاحبه هات گفته بودي ميخواي با اجرا خداحافظي كني اما مجري ماه محبوب شدي! تصميم من قطعي بود اما پيشنهاد اجراي ماه محبوب از جانب آقاي پورمحمدي مدير شبكه ي سوم سيما بود و بايد ميپذيرفتم. خب حالا از نقشي كه قرار بازي كني بگو... يك سريال بيست قسمتي با نام"حادثه در بزرگراه"به كارگرداني آقاي معيريان است وحدودا من يك سال سر اين كار خواهم بود و دوست گلم آقاي پيمان ابدي كاراكشن سريال را برعهده دارد.من حسام پسر آقاي حسين ياري را كه سرهنگ هستند بازي ميكنم.در مورد نقشم بيشتر از اين نميتوانم حرف بزنم. پس از اجراي ماه محبوب تا زماني كه اين نقشو قبول كردي و قرارداد بستي مشغول چه كاري بود؟ يكسري اجراهاي صحنه اي داشتم ومديريت يك مجموعه فرهنگي به اسم "گلچين لاله "را برعهده گرفتم كه آخر هفته ها آنجا هستم و در رستوران سنتي اش برنامه اجرا ميكنم. به اجرا بيشتر علاقه داري يا بازيگري؟ من به هردو كار علاقه مندم.چون فكر مبكنم در هردوي اين كارها تا حدودي موفق بوده ام. هنوز با كيوان ساكت هم رابطه داري؟اين سوال خيلي از خواننده هاست . اتفاقا چند شب پيش مهمان برنامه بودند وديدمش.او هم درگير شده و قرارداد يك سريال بسته.بنابراين خيلي فرصت رفت و آمد نداربم اما از همديگر بي خبر هم نيستيم. با سياوش خيرابي چه طور؟ بله در ارتباطيم.اتفاقا سر فيلم برداري يك تله فيلم است.ديروز تماس گرفتم آهسته گفت سر ضبطم.(با خنده) قضيه قبولي در كنكور دانشگات به كجا رسيد؟ در كنكور سراسري شيمي قبول شدم و در آزاد مكانيك.كه به دليل علاقه ام به مكانيك از ترم بهمن سر كلاس ميروم. برنامه ي محسن افشاني براي آيندش چيست و چه هدفي را دنبال ميكند؟ بازيگري براي من يه تفريحه وفكر ميكنم تا چهار-پنج ساله ديگه چندتا كارخوب انجام ميدم و بعد در اوج ميروم. اما تا چند سال ديگه كلي تجربه كسب كردي و ميتوني در كارت موفق تر باشي!؟؟ نه ديگه كافيه.چرا آدم اين قدر در يه كاري غرق بشه كه دل كندن ازش براش سخت باشه؟ بزرگترين آرزوي محسن افشاني در زندگي چيست؟ خوشحالي پدرو مادرم. راستي چند تا خواهر و برادر داري؟ يك خواهر كه از خودم بزرگتره و مترجمي زبان ميخونه. رابطه تون با هم چه طوره؟ خيلي خيلي خوب.چون من در سال2005تافل گرفتم خيلي وقت ها ميخوايم حرفي بزنيم كه ديگران متوجه نشوند با هم انگليسي صحبت ميكنيم. پس از تافلت خيلي استفاده ميكني؟ بله اتفاقا در شبكه جام جم يك برنامه داشتيم كه در آن به شهرهاي مختلف سفر ميكرديم و من با توريست ها انگليسي صحبت ميكردم و براي بيننده ها ترجمه ميكردم.اين كار را خيلي دوست داشتم. شهرت محدوديت نمياره؟ به نظر من محدوديت نمياره و من خيلي راحت هستم و مردم را دوست دارم.اما اگر منظورتان اين است كه رفتارمو كنترل كنم به نظر من ربطي به محدوديت نداره.به شخصيت خودم بر ميگردد.چون وقتي مردم يك بازيگر را ميبينند توقع دارند رفتار خوب و منطقي از آن شخص ببينند.اين را حتما عنوان كنيد كه من مردم را خيلي دوست دارم. مگر اتفاقي افتاده؟ خيلي ها كه شماره ام را پيدا ميكنند پيامك ميدهند كه چرا مغروري اما بخدا اين طور نيست.من عاشق مردم هستم و دوستشان دارم. تا به حال پيش اومده كه با يكي ديگه اشتباهت بگيرند؟ اتفاقا همين امروز كه بازديد رفته بوديم يك نفر به من گفت خوبي آقاي خيرابي؟از آقاي افشاني چه خبر؟(با خنده)اما محمد رضا غفاري را كه ديدم به من گفت ميداني ما شبيه هم هستيم؟گفتم بله.اتفاقا خيلي ها از من ميپرسند تو درفيلم روياي خيس بازي نميكردي؟ راستي اگر كار طنز پيشنهاد بشه بازي ميكني؟ بدم نميايد يكي دوتا كار طنز انجام بدم اما دوست ندارم مثل بعضي از بازيگران كه در اين كار ماندند و كار ديگري را تجربه نميكنند باشم.اتفاقا آقاي جواد رضويان قرار است براي عيد يك سريال بسازند و از من دعوت كردند در آن بازي كنم. اتفاقا چون خوش خنده هستي و هميشه لبخند به لب داري ميتوني از عهداش بر بياي؟ تورو خدا اين مطالبو بنويسيد چون بعضي از هم سن و سال هاي من ازم دلخورند و ميگويند تو خودت را ميگيري و اخم ميكني. راستي چند سال است گواهينامه گرفتي؟ در 18ارديبهشت سال 86 گواهينامه گرفتم. تصادف هم كردي؟ چند باري...(ميخندد) با اتومبيل چه طور؟ من اولش يك رنو داشتم كه تصادف كردم.بعد يك 206 نقره اي خريدم و باز تصادف كردم.حالا هم يك 206 سفيد دارم و يكي دو جاش هم جاي تصادف مونده. جريمه هم شدي؟ خيلي زياد (البته با عرض شرمندگي)فقط بخاطر سزعت زياد وگرنه كمربند ايمني ميبندم پشت ماشين هم زياد با تلفن همراه صحبت نمكنم. با وجود اين خوش اخلاقيت عصباني هم ميشي؟ من خيلي عصباني نميشم.اصولا فرورديني ها زياد عصباني نمي شوند و سعي ميكنند همه چيز را به در قندون بزنند.(با خنده) آخرين بار چه زماني گريه كردي؟ من پدربزرگي داشتم كه خيلي دوستش داشتم.اولين بار كه مصاحبه ام در يك نشريه چاپ شد چون پدربزرگم منزل ما بودند خواستم مصاحبه و عكسم را به ايشان نشان بدهم كه وقتي رسيدم منزل ديدم فوت شدند.همانجا گريه ام گرفت. بيشتر شبيه پدرت هستي يا مادرت؟ فرم صورتم شبيه پدرم است اما رنگ چشم هايم شبيه پدربزرگمه. اسمت را چه كسي انتخاب كرده؟ پدر و مادرم به اتفاق انتخاب كردند. به نوشتن عتاقه داري؟ گاهي اوقات.بيشتر به يك سري جملات علاقه دارم. ميتواني مثال بزني؟ بله.مثلا من اين جمله را خيلي دوست دارم:منو تو وقتي باهميم دو نفريم اما وقتي از هم جداييم چهار نفريم.تو و تنهاي هات منو خاطره هات. به نگارش فيلمنامه علاقه داري؟ بيشتر به فيلم سازي علاقه دارم و ايده ي بزرگي در ذهن دارم البته زماني كه كار تاتر ميكردم نمايشنامه ها رو خودم مينوشتم و كارگرداني هم ميكردم. هنوزم به كار تاتر علاقه مندي؟ حيف كه فرصت نميشه وگرنه خيلي دوست دارم اما نمايش زياد ميبينم. سينما چه طور؟ هر فيلم جديدي مياد ميرم ميبينم.آخرين فيلمي هم كه ديدم فيلم "دعوت" آقاي حاتمي بوده. وقتي سينما تاريكه وارد ميشوي؟ نه.اما يا صبح ها اولين سانس ميروم يا سانس هاي آخر شب. به چه فيلم هايي علاقه داري؟ ژانر وحشت.اما حيف كه در ايران از اين فيلم ها ساخته نميشود. به چه نوع كتاب هايي علاقه مندي؟ به نوشته هاي احمد شاملو-سهراب سپهري و حميد مصدق.در كل كتاب هايي كه با احساسات من بازي كنه. مگه اين شاعرايي كه نام بردي با احساسات تو بازي ميكنند؟ ببينيد به نظر من خيلي نوشته هاشون زيباست.من وقتي يك نثر مسجع ميخونم حالم دگرگون ميشه و از خودم ميپرسم چرا ما از اين نوشته ها استفاده نميكنيم. ميتوانم همين الان بخوام جيب هايت راخالي كني؟ بله.شماره چند تا از هنرمندان كه همين امروزازشون گرفتم-كنداكتور برنامه هام-گوشي موبايل(3 عدد!)سوييچ ماشين-لواشك كه همين الان ميخوام بخورم و به شما نميدم-پول و گواهينامه و درآخر... دلم ميخواهد بگويم اگر وقت كرديد به آسايشگاه هاي سالمندان سربزنيد چون باعث ميشه كه قدر سلامتي خودتان را بدانيد.بازهم تكرار ميكنم كه من مردم كشورم را دوست دارم و به هم سن و سال هايم كه به من لطف دارند و من را دوست دارند ميگويم هواي مامان و باباتونو داشته باشيد. مجله راه زندگي شماره275(از وبه يكي از دوستان)
سلام دوستای گلم.خوفید؟منم خوفم.میخوام تو این پست براتون به تقلید از دوستای خوبم تو وب بوم سفید یه بوم سفید اینترنتی بذارم.هر کس خواست اسمش وارد بشه،توی نظرا اسمشو با رنگی که دوست داره اسمش نوشته بشه بنویسه.منم در اولین فرست اسمشو وارد می کنم. نازنین یاس مهدیه مريم مهسا خیرابی
توجه توجه به وبلاگ جدید من خوش آمدین. |
About![]()
این روزا حالوهوات بهاریه نوجوونی فصل بی قراریه
Home
|